تبليغاتX
کاکتوس

اولین بازی رسمی تیم ملی با هدایت افشین قطبی در حالی انجام شد که بر خلاف ادعای  قطبی این تیم نه دل شیر داشت نه میلی برای رسیدن به پیروزی . اشتباهات قطبی از همان ثانیه صفر شروع شد . زمانی که کاظمیان و برهانی به روی سکوها تبعید شدند و آشوبی به روی نیمکت . بعد از آن انتخاب سیستم 1 – 3 -  2 – 4 بود که نشان دهنده قلب موش ! مربی و تیمش داشت . انگار افشین فراموش کرده بود که تیم ملی نیاز مبرمی به پیروزی دارد . در همین سیستم ، تک مهاجم ایران بازیکنی بود که حکم کپی برابر اصل دایی 2006 را داشت و تنها کاری که در طول مدت حضورش در زمین انجام داد از دست دادن یک موقعیت گل بود و بس . افشین در این بازی نشان داد که علاقه زیادی به نام ها دارد و آمادگی بازیکنان اهمیتی برای وی ندارد ، که اگر داشت بازیکنانی مثل مهدوی کیا ، کریمی و شجاعی نا آماده و بی ثمر نباید 90 دقیقه بازی می کردند و هاشمیان هم آنقدر دیر تعویض می شد . علاقه بیش از حد افشین به نام ها آنقدر واضح و نگران کننده است که هیچ بعید نیست برای بازی روز چهارشنبه از بزرگانی چون حجازی ، پروین ، روشن ، کلانی و ... در ترکیب تیم ملی سود ببرد !!! به راستی آقای قطبی در دقایقی که کریمی عصبی در زمین فقط توپ لو می داد وجود بازیسازی مثل مبعلی گره گشا نبود ؟ در دقایقی که شجاعی مغرور و مصدوم و اشباع شده فقط در فکر دریبل زنی بود و اکثرا هم نا موفق ، خلعتبری آماده و با انگیزه نمی توانست چاره ساز باشد ؟ در دقایقی که مهدوی کیا در زمین تنها نقشش نگه داشتن بازوبند کاپیتانی بود ، انگیزه و سرعت حیدری و کاظمیان نمی توانست برای تیم ملی مثمر ثمر واقع شود ؟ زمانی که هاشمیان به بهترین شکل ممکن نقش دفاع پوششی را برای کره ای ها انجام می داد وجود یک مهاجم سرعتی و تکنیکی مثل برهانی نمی توانست مشکل گشا باشد ؟ آقای قطبی فوتبالدوستان ایرانی از برکناری دایی حمایت کردند چون قرار بود مربی بعدی به بازیکنان آماده میدان دهد و بازی هجومی و زیبا را در دستور کار خود قرار دهد اما تیم شما نمایشی به مراتب اسفبار تر از زمان دایی داشت . آقای قطبی بر خلاف مصاحبه هایتان تیم شما و خود شما در این مسابقه قلب موش داشتید نه قلب شیر ! امیدواریم در دو بازی آینده که یکی با ضعیف ترین تیم گروه است و دیگری با بی انگیزه ترین تیم ، ترس را کنار بگذارید و با میدان دادن به آماده ها نه نام ها ، راه را برای صعود تیم هموار کنید . جناب قطبی حتی اگر قرار است صعود نکنیم بهتر است جوری بازی کنیم که بعد ها حسرت اگر و اما ها را نخوریم . آقای قطبی برای صعود نه قلب شیر می خواهیم ، نه سر گرگ ، نه دندان ببر ! آقای قطبی فقط شجاع باش لطفاً ، شجاع .

                                                 

 

!! نوشته شده توسط وروجک | 23:56 | یکشنبه هفدهم خرداد 1388 •

با کسب اجازه از دوست عزیزمون سعیده خانم و عرض معذرت از دوستان عزیز به خاطر تاخیر طولانی برای ثبت پست جدید . در طول این مدت اتفاقات زیادی رخ داد که از آن جمله اند : قهرمانی شایسته آبی های پایتخت ، بیانیه های حاجی مایلی ، حذف ۳ نماینده ایران از جام باشگاهها ، صعود پرسپولیس به دور بعد این رقابتها و در عین حال غیبت این تیم در فصل آتی این پیکارها ، استعفای امیر آبی ها و اقدامات واعظ و ... . در این مقال قصد دارم نگاهی گذرا به چند اتفاق داشته باشم :

۱ .

سکانس اول : هفته های ابتدایی نیم فصل دوم ، استقلال و امیرش یکه تاز بی چون و چرای لیگ هستند و تمامی مطبوعات و کارشناسان امیر و تیمش را می ستایند . هر روز تیتر یک روزنامه ها به امیر اختصاص دارد و تعریف و تمجید از او به همراه عکس های بزرگ وی در صفحه اول . سکانس دوم : استقلال از بازی های آسیایی حذف می شود . همان روزنامه ها باز هم عکس صفحه اول خود را به امیر اختصاص داده اند اما تیترها کاملا متفاوت شده . تیمش را به تک محور بودن متهم می کنند ، از تعویض هایش ایراد می گیرند ، از مدل موهایش از رنگ لباسش و مدل کفش هایش و ... این وسط نقد خبرنگار بی سواد روزنامه ... ورزشی بعد از بازی با الاتحاد از همه مضحکتر است . وی از امیر انتقاد کرده که چرا در این بازی تقی پور بازی کرده اما منتظری حتی در لیست هجده نفره تیم هم نبوده !!! در حالی که بچه های دبستانی هم مطلع بودند که منتظری به واسطه مصدومیت شدید مدتهاست که غایب بزرگ این تیم است . همه به امیر می تازند و او را محکوم می کنند . البته در این که امیر اشتباهاتی هم داشته شکی نیست اما واقعا تمام تقصیر ها متوجه اوست ؟ اگر داور بازی اول استقلال در نیمه اول پنالتی آشکار استقلال را می گرفت یا چند ثانیه قبل از گل برتری الاتحاد خطای میانه میدان مدافعان عرب بر روی مهاجم استقلال را می دید باز هم این انتقادات از وی می شد ؟ استقلال در هر سه بازی خانگی خود به طور متوسط در هر بازی حد اقل ۵ موقعیت صد در صد گلزنی داشت ، اگر آبی پوشان کمی دقت چاشنی ضربات آخر خود می کردند تا استقلال به جای قعر در صدر جدول قرار داشته باشد باز هم این عده نان به نرخ روز خور این طور غیر منصفانه از امیر انتقاد می کردند ؟

۲ .

" من به عنوان کسی که سال ها فوتبال بازی کرده وظیفه شرعی ، عرفی و انسانی دارم که حقیقت را بگویم ، وجدان من قبول نمی کند در برابر حقیقت سکوت کنم ." این جملات م . م بازیکن سابق تیم ملی  در دفاع از مایلی کهن است . این وسط کسی نیست به ایشان بگوید : آخه عزیز دل برادر زمانی که برگ قرارداد چند صد هزار دلاری خود با گروه مشاورین املاک ... را امضا کردی و در مقابل دوربین شبکه های لس آنجلسی از سود پروژه های خود سخن می گفتی و مردم بخت برگشته را تشویق به خرید ملک با ضمانت مالکیت صد در صد ( چیزی که در دبی به هیچ عنوان وجود ندارد ) از این کمپانی می کردی ، وظیفه شرعی ، عرفی و انسانی نداشتی ؟ آن روزها وجدانت قبول کرد که مردم را فریب دهی و در مقابل حقیقت سکوت کنی ؟ یاد دیالوگ پرویز پرستویی در فیلم شوخی افتادم که می گفت : " وجدان درد که قصه س ، این وسط چی گیر شما میاد ؟ "

۳ .

سال های سال است که ادعا می کنیم بهترین تماشاگران دنیا را داریم ، ادعایی که خودمان هم به خوبی می دانیم فقط و فقط در حد همان ادعاست . به یاد آورید اولین دیدار آسیایی پرسپولیس در برابر شارجه . تماشاگران حاضر در ورزشگاه که ظاهرا به درک این مساله نرسیده اند که در رقابت های بین المللی رنگ ها مطرح نیستند و موضوع ملی مطرح است شروع به سر دادن شعارهای رنگی می کنند . همین تماشاگران چند هفته بعد و در جریان اخراج پیروانی تمرین پرسپولیس را به جنجال می کشند و بدتر از آن خوردبین را تهدید به مرگ می کنند . به یاد بیاورید که تماشاگران پرسپولیس چند سال قبل هم بعد از دیدار پرسپولیس و فجرسپاسی در آزادی که به شکست ۴ – ۲ سرخپوشان انجامید در اقدامی بی سابقه اسطوره باشگاهشان را مورد اهانت قرار دادند .اما بشنوید از تماشاگران استقلال که در جریان بازی با الجزیره اقدام تماشاگران رقیب را تلافی می کنند و شعارهای رنگی سر می دهند . انگار آنها هم درک نکرده اند که در آسیا باید رنگ ها را فراموش کرد . در جریان همین دیدار علی علیزاده به خاطر از دست دادن یک موقعیت گل هو می شود و خود و خانواده اش مورد اهانت تماشاگران قرار می گیرند . انگار آن ها فراموش کردند که همین علیزاده بود که در فینال جام حذفی پایه گذار گل قهرمانی آبی ها بود تا آنها مجوز حضور در این مسابقات را به دست بیاورند . اتفاقات بازی برگشت با الاتحاد هم که دیگر نیازی به توضیح ندارد و فقط باید بابت آن تاسف خورد . تماشاگران سپاهان هم که در این فصل برای تیمشان سنگ تمام گذاشتند . آن ها از همان ابتدای فصل به جای حمایت از تیمشان فیرات را مورد اهانت قرار دادند . بعد نوبت توهین به مربی با اخلاق و سازنده دیار نقش جهان ، چرخابی ، رسید و در نهایت هم که نوبت فرهاد کاظمی شد تا مورد لطف تماشاگران قرار گیرد . نکته جالب اینکه در طول این مدت آن ها فقط لوکا را مورد حمایت قرار دادند و خواستار بازگشت وی شدند . داستان زمانی جالب می شود که بدانید زمانی که لوکا از اهواز به اصفهان آمد تا هدایت سپاهان را بر عهده گیرد ، هواداران سپاهان در مقابل دفتر باشگاه تجمع کردند و طوماری بر علیه لوکا منتشر کرده و با جمع آوری هزاران امضا از ساکت و تاج تقاضا داشتند که قرارداد وی را با باشگاه فسخ کنند ، اما همین عده امسال سنگ وی را به سینه می زدند . فکر نمیکنم لازم به یاد آوری باشد که در سالهای گذشته هم هاشمی نسب و نیکبخت در جریان بازی های ملی ! از جانب تماشاگران سرخابی مورد اهانت قرار گرفتند .

       

  

!! نوشته شده توسط وروجک | 0:10 | چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 •

تقدیم به سعیده ی عزیز

من بودم، من هستم و تا آخر زمان خواهم بود زیرا وجود مرا پایانی نیست... من راه خود را از میان فضاهای بیکران گشوده، در دنیای خیال پرکشیده و در آن بالا به حلقه ی نور نزدیک شده ام.

سعیده  ی عزیز :

مرگ بر روی زمین برای فرزند خاک پایان راه است اما کسی که آسمانی است مرگ برایش آغاز کامیابی است و کسی که سبکبار و آسوده با مرگ روبرو  شود از مرگی که به دریا می ماند با اطمینان عبور خواهد کرد... ای بسا تشییع جنازه ای در میان مردمان، یک جشن عروسی در میان فرشتگان باشد.

دوست خوبم، بدون شک فواصل و شکافهای مکانی قادر به ایجاد فاصله مابین دلها نخواهند شد... گرچه از تو عزیز، به ظاهر دوریم ولی نزدیکی دلهایمان را بیش از هر زمان دیگری به رخ می کشیم و با قلبی مالامال از اندوه و حس همدردی در کنار و همراه تو نازنین، غم از دست دادن پدر را به سوگ می نشینیم و از درگاه پروردگار یکتا برای شما یادگار شایسته ی او  و دیگر بازماندگان آرامش و شکیبایی و برای آن مرحوم شادی و آمرزش روان آرزو داریم .

                           

 

!! نوشته شده توسط وروجک | 14:15 | یکشنبه سی ام فروردین 1388 •